السيد الخميني

46

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

استقلال مملكت را حفظ كرده است آن عبارت از من است كه حفظ كرده است ! گاهى تعبير به اين طور مىشود . گاهى تعبير مىشود به اينكه اگر من بروم اين مملكت تجزيه مىشود : يك مقدارىاش را روسها مىبرند ، يك مقدارىاش را انگليسها مىبرند ، و ايران مىشود ايرانستان ! نظيرِ - مثلًا - ازبكستان ؛ كه يك چيزى مىشود از ، يك تكه‌اى مىشود از يك مملكت ديگرى . و بنا بر اين بايد من باشم تا استقلال ايران محفوظ بماند و ايران تكه تكه نشود ! گاهى هم مىگويد چهار قسمت ! خود ايشان مىفرمايند ! چهار قسمت مىشود ايران : خوب ، يك قسمتش را لا بد شوروى و يك قسمتش هم امريكا ، يك قسمتش هم انگلستان و يك قسمت هم - مثلًا - براى خود ايران باقى مىماند ! تهرانش مال خود ايران ؛ ديگر از آن طرف ، به آن طرف ، هر كدام مال يك طايفه‌اى مىشود ! اين اشكالاتى است . . . به اصل اول كه ما مىگوييم كه نبايد اين سلسله باشد . آنها مىگويند كه بسيار خوب همهء اين حرفها درست - كه البته چيزهاى ديگر هم گفته‌اند كه من مكرر در صحبتهايم گفته‌ام . اين مطلب كه اگر ايشان نباشد استقلال مملكت به هم مىخورد ، اين مردم دارند همين مطلب را مىگويند . مىگويند كه با بودن شما استقلال نيست ! بايد ما حساب بكنيم كه ببينيم استقلال يك مملكت عبارت از چيست ، بعد ببينيم كه آيا با بودن ايشان استقلال هست ، و اگر نباشد به هم مىخورد ؟ يا با بودن ايشان استقلال نيست ، و اگر برود استقلال پيدا مىشود ؟ الآن كدام دستگاه اساسى دولت ايران استقلال دارد ؟ نگاهى به ارتش ايران خوب ، مهمتر از همه ، كه ايشان خيلى به آن - مثلًا - مىنازند ، قضيهء ارتش است كه يك ارتشى است كه گاهى ايشان تعبير مىكند كه ديگر ما در مقابل همهء ممالك و ابرقدرتها خودمان قدرتِ [ فائقه ] هستيم ! و اينكه يكى از [ قدرت ] هايى كه در يك مملكتى هست و بايد مستقل باشد و دنبالهء غير نباشد و دست غير در آن نباشد عبارت از ارتش است . استقلال ارتش به اين است كه ارتش در تحت نظام خود مملكت باشد و